|
کویرزاد
|
هر چند که یکی سیاه است و یکی سفید
اما عجیب نعمتی است این قلم و کاغذ.
اگه یک مقدار دقت کنیم می بینیم که ما آدمها اصلآ حواسمان رو جمع نمی کنیم، خدا این همه نعمت به ما داده اما گاهی اوقات از نعمتها فرار می کنیم. مثلا همین تنهایی
به نظر من قسمتی از مقدس ترین لحظات عمر ادمی در تنهایی نهفته است. ( با نهایت احترام به اصول زندگی جمعی مانند مشورت، نظر جمعی و....) درست است که ما ادما موجوداتی اجتماعی هستیم و باید با هم دیگر زندگی کنیم، اما همین موضوع لحظات تنهایی را ارزش مند می کنه و از دیگر لحظات عمر جدا. مطمئنآ تا حالا تجربه کردید که وقتی تنها هستید خیلی راحت می توانید فکر کنید. خیلی راحت میشه نماز خواند، و در مورد جهان و موجودات تفکر کرد.
معمولآ وقتی دلمون از دنیا می گیره و از ادم های اطرافمان خسته میشویم با خودمان خلوت می کنیم و این در حقیقت گرایش به سمت ارامشی هست که ادم در تنهایی پیدا می کند. با خودمان خلوت می کنیم برای برقراری دوباره ارتباط با دنیایی دیگر، برای دوری از بدی ها، زشتی ها و پستی های این دنیا، وشاید تنهایی فرصتی برای جدا شدن از روزمرّگی، تکرار و گمراهی خود در این دنیا.
۱. ما دنیا رو از دید خودمان ببینیم ۲. و یا با واقعیت با دنیا روبرو بشویم.
اهمیت این دو روش به قدری است که می تواند تمام سرنوشت و لحظات زندگی ادم رو تحت تاثیر قرار بدهد. اگه دنیا رو از دید خودمان ببینیم علاوه بر مزایای که برای ما دارد مطمئنا از بعضی جهات هستی قافل می مانیم و اگر هم دنیا را واقعی و کامل بخواهیم ببینیم ممکن است دچار گمراهی و سر در گمی در درک مفاهیم و واقعیتهای ان شویم.
ابزار مشخص کننده در مورد این موضوع همون فکر و ذهن ما هستند. فکر ادمی بزرگترین تداعی کننده انسان در زندگی او می باشد.
ما انسانها می توانیم با باز کردن فکرمان نه از لحاظ سیاسی اجتماعی و یا فرهنگی بلکه با باز کردن فکر و ذهن در شیوه نگرش به دنیا با ارامش بیشتری عمر خود را سپری کنیم و کمتر دچار انحراف در زندگی شویم. وقتی فکر ادم باز بشه قدرت بر نامه ریزی پیدا می کنیم که می تواند به ما در رسیدن ما به اهدافمان در زندگی کمک شایانی کند.
زمانی که از ذهنمان را از قید و بندهای کریشه ای جدا کنیم و به الگوهای درست زندگی برسیم مسلما زندگی دل چسب تر خواهد شد.
شما: سلام
من:از وبلاگ من خوشت امد؟
شما: هی بد نبود ولی عامه پسبد نیست.
من: خوب نمی خوام که عامه پسند باشه.
شما: پس بازدید کننده های وبلاگت کم میشن.
من: مهم نیست حتا اگه ۱ نفر در سال باز دید کننده داشته باشم بهتر از اینه که روزی ۱۰۰۰ نفر برای دیدن مطالبی که از جاهای دیگه اوردم بیایند اینجا
شما: سکوت. . . . .
من: حالا اگه بخوای برام کامنت بزاری چی می نویسی.
شما: دلت خوشه ها کی اینجا نظر میده که من بخوام نظر بدم
من: خوب می گی چکار کنم؟
شما: یک مقدار مطالب طنز و عکسهای عاشقانه بزار توی وبلاگ تا مردم حال کنند
من: من که این کار را نمی کنم ولی امیدوارم راه دیگه ای پیدا کنم .
شما: راه دیگه ای نیست
من: حالا می بینیم.
ما آدمها ارزش زمان را در نیمه اول زندگیمان نمی دانیم. وشاید تعریف درستی از زمان و استفاده بهینه از ان نداریم. فرصتهای طلایی در نیمه اول زندگی هر فرد وجود دارد که می تواند تمام زندگی دنیوی و اخروی او را تحت تاثیر قرار دهد. خصوصأ ما جوانتر ها باید در استفاده بهینه از زمان تمام تلاشمان را بکنیم.
به امید ان لحظه که لحظه ای از عمرمان این نعمت خدایی را تلف نکنیم.
در فضای نه چندان باز فکری کشور وبلاگها جزء معدود راه های ارایه مطالب فکری افراد متفاوت می باشند.
امید است با راه اندازی این وبلاگ بتوانیم عضو خوبی برای این جامعه مجازی باشیم.