تبليغاتX
کویرزاد

کویرزاد

کویرزاد

سلام.
 راستش این روزها به قدری داغونم که حوصله هیچی رو ندارم و حتا به وبلاگم هم نمی خوام سر بزنم . از ادمهای دوروغ گو و دورنگ خیلی بدم میاد و وقتی با هاشون برخورد می کنم و ماهیت کثیفشون رو به روخ من میکشن تا چند روزی از انسان بودن خودم هم بدم میاد. اخه بی حیایی و بی معرفتی هم دیگه حدی داره . نباید به خاطر این دو روز دنیا انسانیت خودمون را زیر پا بزاریم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

وای که دگر ندیدم                  من از دلها محبتها

که دگر ندیدم                        از ادمها محبتها

چه تلخ است که دگر               فانوسی نور ندارد

چه بد شده که دگر                  دوستی معرفت الود نیست

اما دگر دلم گرفته                    از گرمای اتشهای سرد

دگر بیابانها ندادند                   به من گندمی که سیرم کند

دیگر ابرها ندادند                    بارانی که خیسم کنند

دریا ها هم انگار                     موج به سویم قربانی نمی کنند

تا در کنارشان باشم و               به کوچکی خود پی ببرم

جاده ها دیگر نیستند                 بی انتها همه بن بست شده اند

اینه ها همه زنگار گرفته           نیست در دنیا رفیقی بی زنگار

کاغذی نیست که دگر                کمی جوهر روی ان ریخت

پرنده ها هم دگر نمی پرند          تا به امیدشان زنده باشم

کسی به خنده سلامم نمیکند         تا به زیبای سلامش کنم ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان 

دو تا بال

دو تا بال برای                          روی زمین نبودن
همیشه در اوج بودن                برای پست نبودن

دو تا بال برای                          دیدن هر چی خوبی
هر کی که عاشقه شده           عاشق اسمانی

دو تا بال برای                           روی زمین نبودن
به خدا نزدیک بودن                   برای فاصله از تعصب

دو تا بال برای                           کمی پرنده بودن 
کمی امید و پرواز                      کمی دوری و غربت

دو تا بال برای                         عاشق شدن تو رویا
عاشق شدن تو سرما             دیدن اون ور کوهها

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

به گزارش واحد مرکزی خبر میز تلویزیون من که از جنس چوب می باشد به طرز عجیبی مورد حمله سنگین مورییانه ها قرار گرفته . در این گذارش امده است که نیرو های مقاومت با بسیج نیروها طی ۱۲ ساعت اینده حملات گسترده ای به موریانه ها خواهند داشت و تا نابودی کامل دشمن از پای نخواهند نشست. در همن رابطه یکی از کار شناسان در گفته گو با خبر نگار ما گفت: به علت سنگینی حملات باید به شدت به محافظت از تخت خواب پرداخت تا به اشغال موریانه ها در نیاید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

سلام

 چند تا توصیه که به شدت با هاشون موافقم.

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان 

 هر روز هر شب ناله فروشم
در پی بی رحمی باز من سنگ صبورم
فکر من خالی نبود از یادش هیج گاه اما
چه کنم که تیر جدایی قلبم را شکافته
در کوچه های پر پیج خم دلم هر چه
چرخیدم تا کنم خود را گم نشد و
انگار اینه هم دیگر تاب مرا ندارد و دانستم که
سو سوی الاچیق خوب لحظه ها
بر تکیه گاه بی مروتان استوار شده
تا که مبادا که دل پاک یاران ما را
در دل خون الودشان لمس کنند


هر چه کوشش کردم ندانستم چرا به او نرسیدم.
هر چه بیشتر فهمیدم بیشتر نادانم کردند. هر چه دروغ گفتم بیشتر مزدم دادند. هر چه شکستم محکمتر زدنم. هر چه گفتم حرام ترم کردند. هرچه نگفتم مکتوب ترم کردند. هر چه خندیدم زشت ترم کردند. هر چه نگاه کردم ارزان ترم کردند. هر چه دیده شدم بی کس ترم کردند. هرچه خوب تر شدم بدترم کردند.
هر چه بودم دگر هیچم کردند...

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

از خدا خواستم به من صبر عطا کند
فرمود: صبر، حاصل سختی و رنج است. عطا کردنی نيست، آموختنی است

I asked God to grant me patience
God said, no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned

+ نوشته شده در  جمعه 12 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان 

سلام
راستش خودم که دیگه جرات ندارم اما اگه شما دوست دارین با یک واقعیت تلخ روبرو بشید

 اینجا    کلیک کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان 

دیروز از طرف یکی از دوستان که مقیم شیراز هستند ایمیلی در یافت کردم که خیلی تعجب بر انگیز بود. دوستمان نوشته بود که اقای خاتمی در سفری که چند هفته پیش به شیراز داشته اند ظاهرآ در یکی از مسیرها مورد حمله قرار می گیرند و کار به کتک کاری هم میرسه. البته موضوع اصلآ پخش نشده و کسی هم از اطرافیان خاتمی اعتراض و واکنشی نشان نداده اند تا موضوع پخش نشود..
نمی دانم که وافعآ چه تفکری داخل ذهن این افراد ملق میزنه که باعث میشه تصمیم بگیرند حرفشان را
به این سید خدا با مشت لگد بزنند.
من که با شنیدن این موضوع خیلی حالم گرفته شد و ایمانم به بزرگواری این سید صبور بیشتر ...


نوزادی بی جان روی تخته چوبی
سنش کمتر از ثانیه ها بود اما
در ابتدای راه فانوس بار زندگی
تعلیق کرد و گریه نوزادی سر نداد
فرشته ها التماسش هم کردند
نا گه به یاد پدر و مادری افتاد که
قرار بود برایش دوست بدارند
اشک شوق سر داد و در اوج غمش
از خدایش نفسی گرفت هر چند با تاخیر
پای به دنیایی کوچک گذاشت
انگار ملائک هم اکنون دلشان تنگ شده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

سلام دوستان
اگه تا ۹ مرداد زنده باشم قراره ۲۱ ساله بشم 
نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت شاید هم خیلی احساسی ندارم
زیبا پسندی میگفت: خوشحال نباش که ۲۱ ساله شدی چون در حقیقت ۲۱ سال از زندگیت را از دست داده ای 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان 

روز پدر را بر تمام پدران تبریک می گویم.

پدرجان روزت مبارک.



یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان 

در زمانی که تنها راه گفتن از ته دل
فقط مشتی رنگ کاغذ بود و
در زمانی که رنگ کاغذ بسختی
بر فراز حکومت عقل ناقص نشستند
این روزگار دوستان را دزدید به سیاهی
یاران در سیاهی کابوس مرگ نبینید
و ما در این باغ خوش اب و هوا مدام کاغذ نوشتیم
اما او هنوز امیدوار بود در این گمراهکده
کسی بیاید و سیاهی را به نور فانوسی تبدیل کند
که فقط بتوان عشق را ازپستوی خانه بیرون کشید
و حقیقت را بر ورای دلها نشاند
نه این که ما مینامیم ازادی نیست
ازادی از برای برگ رای نیست
ازادی به نگاه تو بسته است
حق مسلم من وتو نگاه کردن است
اما حق مسلم تر ما دانستن است
زندگی به شرط زور امکان پذیر است
اما چرا به شرط یاعلی امکان پذیر نیست
کوچه دل تنگی های دل او
بعید میدانم که حالا حالاها بن بست شود.
..
+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

حالا می فهمم که اون خوانده ای که می گفت فقط خودم فقط خودت عجب ادم با انصافی بود. اخه گاهی اوقات با ادمهایی بر خورد می کنم که انگار در زندگی تنها شعار فقط خودم فقط خودم را یاد گرفتن و دایره تفکراتشان از این محدوده قدم را فراتر نگذاشته و نمی گذارد. این مدل انسانها فکر می کنند که خدا جهان را بر اساس انها شکل داده و انها مبنای تمام علل و معلولات جهان هستند.  این جور ادمها خیلی کم هم نیستند و اگه چشمانمان را خوب باز کنیم می بینیم که مثلآ بعضی ها فکر می کنند که محل زندگی انها بهترین محل دنیاست و شهر انها بهترین شهر دنیاست و بهترین امکانات دنیا را دارد و حتا در مواردی دیده می شه که با قضاوتی کاملآ منصفانه خود و را در اوج تمام انچه امکان وجود دارد  می بینند. معمولآ گوشی موبایل این افراد بهترینه. بهترین لباسها را می پوشند. بهترین غذاها را می خورند که هیچ جای دنیا پیدا نمی شه.    در رشته تحصیلی خودشان بهترین هستند و اصلا بهترین رشته را در دنیا دارند و در بهترین مسیر برای ادامه زندگی قرار دارند.          این جور ادمها خیلی سخت حرف دیگران را قبول می کنند چون معتقد هستند در هر شرایطی  خودشان بهترین تصمیم گیرنده و بهترین اجرا کننده در امور هستند. انها به شدت معتقدند که از تمام امور دنیا مطلعند...
به امید روزی که همه به خط اعتدال در زندگی نزدیک بشویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان 

حدود ساعت ۶ بود که دیگه از تماس دوستان ناامید شده بودم ( اخه به دلایلی تلویزیونم خرابه)  که منو دعوت کنند منزلشون بازی ایران با کره را تماشا کنیم. با کلی امید اندر تفکرات خوش خیالانه خود رفتم یک کافی شاپ که چند تا تلویزیون بزرگ داشت.(به این می گن وقت شناسی) یک دقیقه به شروع بازی مانده بود که دیدیم حدود ۱۲ تا کره ای وارد شدن. خدا رحم کنه... اگه ببازیم که ابروم میره منم تک و تنها ...  یکی از اونا پرسید علی دایی هم هست. منم کم نیاوردم گفتم هست ولی چون تیمتون ضغیفه رویه نیمکت استراحت میکنه برای بازی های بعدی.   خلاصه بازی شروع شد...(ولی واقعآ کره ای ها از ایران می ترسن)
...
جزئیات رو نمی گم چون دلتون می سوزه برام... ولی خوب شد نرفتیم مالزی. هر چند هزینش از اینجا  زیاد نمی شد اما حالم گرفته می شد.
حالا از کافی شاپ امدیم بیرون پول غذا و کلی اب میوه هم دادم و الان هیچی پول ندارم...
۷ کیلومتر پیاده روی تا منزل...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت   توسط محمد احسان  |