تبليغاتX
کویرزاد

کویرزاد

کویرزاد


در مانیل، پایتخت فیلیپین، ساختمانی که محل سفارت فعلی آمریکاست، دارای یک اثر تاریخی و جالب در نوع خودش است. این اثر نه تنها در در فهرست وزیر خارجه امریکا ثبت شده است، بلکه از سوی مؤسسه ی ملی تاریخ فیلیپین به عنوان یکی از بنا های تاریخی این کشور شناسایی گردیده است.    

 تیر پرچم این بنا که پوشیده از آثار اصابت گلوله است، به عنوان نشانه ای از درگیری هایی که در این مکان، هنگام جنگ جهانی دوم صورت گرفته، به صورت مرمت نشده باقی گذاشته شده است. این تیر پرچم حدود صد تیر را در خود به یادگار نگاه داشته است.

متاسفانه این روزها وقت ندارم و به سیستم خودم دسترسی ندارم وگرنه در مورد روستای میمند در شهربابک کرمان هم مینوشتم تا شاید بتوان مقایسه کوچکی بین اثار ملی ایران و فیلیپین انجام داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  | 


گيرم كه در باور تان به خاك نشسته ايد و ساقه ها ي جوانم
از ضربه ها ي تبر ها تان زخم دار است.
                                                     با ريشه چه مي كنید!
گيرم كه بر سر اين بام بنشسته در كمين پرنده اي پرواز را علامت ممنوع مي زنيد.

باجوجه های نشسته بر آشیانه چه می کنید !
گيرم که مي زنيد .
                         گيرم که مي بريد.
                                                  گيرم که مي کشيد.

با رويش ناگزير جوانه چه مي كنيد !


+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان 


فیلم نام گذاری بزغاله ها را هم ببینید خالی از لطف نیست. روی لینک زیر کلیک کنید

 
فیلم بزغاله ها

ببعی گوسفند بز میش قوچ کره برره شاخی و دیگر گروههای وابسته نیز از این نامگذاری اعلام حمایت کرده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  | 


حداقل پانزده سال است که اکواریوم دارم و هنوز داداش کوچکم در ایران مسئولیت نگاه داری از ان را بر عهده دارد. اکواریوم در اصل زندانی شیشه است که ماهی ها را در ان نگه میدارند. بدین صورت که طول و عرض این محیط هیج انعطافی را قبول نمی کنند و ماهیها در ان محدودند. صاحب اکواریوم تصمیم گیرنده تمام امور است و حتا به جای ماهی ها تصمیم میگیرد. ماهی ها هر چه خودشان را زیبا تر نشان بدهند با باله بلندتر و دم برزگتر بیشتر به چشم بازدیدکنندگان و رئیس خود می ایند. هرچه رنگ بندیشان بیشتر شود محبوب تر میشوند و هر چه بیشتر مظلوم نمایی کنند محبت بیشتری میبینند. هستند ماهی هایی که خالصانه به دنبال خوردن لجنها و میکروبها هستند اما زیبا نیستند و در چشم رئیس فقط یک لجن خوارند. رئیس هر زمانی که بخواهد به انها غذا میدهد به هر مقداری که بخواهد و مطمئنآ ریا کارانی که خود را گرسنه نشان میدهند بیشتر غذا بدست می اورند. این رئیس که ماهی ها هیچ حق انتخابی در مورد او ندارند (چون حیوانند) میتواند هر زمان هر کدام از ماهی ها را که دلش خواست از ادامه زندگی منع کند و هیج ماهی ای نه حق اعتراض دارد و نه قدرت ان را چون رئیس زبان انها را نمی فهمد و فکر میکند که باز و بسته شدن دهان ماهی ها بوسه است غافل از ان که چیزی به جز دشنام نیست. این رئیس اکتسابی از ماهی ها چیزی بجز یک اکواریوم زیبا نمی خواهد تا به ان افتخار کند حتا به قیمت کشته شدن ماهی هایی که شاید خیلی مفید باشند اما در ظاهر به زیبایی اکواریوم کمکی نمیکنند. اگر ماهی ها با هم دعوا کنند  هم دیگر را بکشند و یا مسابقه شنا بدهند جیزی جز خنده برای رئیس خود ندارند چون او هنوز اکواریوم زیبای خود را دارد و این دعوای ماهی ها برای او مانند بازی های بچه گانه است.  اگر زمانی گروهی از ماهی ها بیش حد بر دیگران قلبه کنند رئیس وارد عمل شده و تعادل دلخواه خود را به وجود می اورد. و این قصه سری دراز دارد. ماهیها دیگر اقیانوس را فراموش کرده اند و ازادی برایشان به رویایی در ذهن تبدیل شده است که بر زبان اوردنش هم جرم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  | 


نمیدانم در اثر چه چیزی دیگر شبها خواب نمی بینم!. طی چند سال اخیر کمتر شبی را بدون خواب دیدن به صبح میرساندم اما از وقتی که وارد سرزمین فیلیپین شدم روز به روز خواب دیدنم کم و کمتر شده است. الان شش روز است که خوابی ندیده ام. انگار بخشی از زندگی روزانه ام را که شبها طی می شد از دست داده ام. احتمالا دلیلی دارد که نمیدانم چیست.


این واحد پول فیلیپین (پزو) هم که با ما سر سازگار نداره و هر روز مثل آب خوردن ارزش خودشو در برابر دلار تقویت میکنه. اگه با این وضع پیش بره من یکی که دیگه نمیتوانم اینجا بمانم. در ضمن شنیدیم که داخل کشورمان هم در حال تغییر واحد پول از ریال به نور هستند. امیدوارم فقط این تغییر نام عاملی بر کاهش ارزش پولمان در برابر دلار و یورو نشود که من و امثال من بدبخت میشویم.


قابل توجه خانواده هایی که قصد دارند فرزندان عزیزشان را به خارج از کشور بفرستند. حالا هر کشوری که دوست دارند اما قبل از هر چیز فرزندان دلبندشان را از دو جهت تست کنند. یک: فرزندشان از لحاظ روانی مشکلی نداشته باشد. چون خیلی ها را میبینیم که امده اند درس بخوانند اما در تلاطم مشکلات روانی خود گیر کرده اند و هنوز توی اصول اولیه مشکل دارند. و دومین تست:  تست هوش است که مادر پدر های دلسوز توجه داشته باشند که با فرستادن فرزندشان به خارج از کشور عقل و هوش بچه هاشون زیاد که نمی شود هیج ممکن است کم هم بشود و خیلی راحت از تحصیل باز می مانند. پس همینجوری بچه های دلبندتان را روانه فرنگ نکنید. اول ببینید میکشه یا نه بعدش اقدام کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  | 


 قدیم تر ها:  میگفتن امان از آدم زبون نفهم
جدید تر ها:  بگیم امان از ادم وب نفهم

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان 


به تفکر صد رنگت قسم
که از مشکی تا سیاهی ادامه دارد
به مخ کج نمایت به دین بی حیا ات
ای سرور کشور بی عشقان
ای بختک دنیای ساده ی ما
تو را به جان مادر پیر نمایت
دست از سر کچل ما بردار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

 
میدانید نام من در لیست سیاه ثبت شده است؟. ان هم لیست سیاه شیمی! توضیح میدم. سال ۸۳ بود که با افتخار به اقای شمس الهدی مراجعه کردم و خبر از قبولی خود در بخش شیمی شهید باهنر را اعلام کردم.چنان گفت نـــــــــه!!! و محکم دست خود را به پیشانی تخته مانندش کوبید که تا دو سه روز شکه شده بودم. روزها گذشت و اول مهر بعد از ورود به بخش شیمی در چند قدم اول مانند کسانی که روح دیده اند خشکم زد. ساختمانی سه طبقه نسبتآ پیر که تاریکی و سکوت را در گوشه گوشه اش تنفس میکردی. از همان لحظه اول حس خاصی نسبت به این ساختمان داشتم و بعدها فهمیدم که مختص من نبوده است. حسی که نه تنفر بود و نه عشق. شاید احساس تفکری گرد الود بود که با سکوتی سنگین آمیخته بود. بعد از مدتی تازه فهمیدیم کجا امدیم. ساختمانی که شاید هر کس گذرش به ان جا افتاده باشد دامن گیرش شده باشد و زندگیش تغییرات خاصی شده است. از دکتر حمید میرزاده و  سید حسین مرعشی (مشخص نشده است که اخراج شده یا انصراف داده!) گرفته تا بزرگانی همچون فاضل و تاج ابادی. ( بنا به دلایلی از دیگر بزرگان نامی نمیاوریم ) شاید این بخش دانشگاه شبیه مردابی باشد که نتیجه اش مرگ نیست. نتیجه اش زندگی پر هیاهو یا بهتر بگویم پر تلاطم است. تلاطمی سر شار از سکوت ومعنا . هر چند خیلی زود خودم را از این مکان بیرون کشیدم اما مطمعنآ تا اخر زندگی اثراتش را به همراه خواهم داشت اثراتی که نه مثبتند و نه منفی بلکه از جنس همان تلاطم پر سکوتند.
کمی دلتنگ  دانشگاه شهید باهنر  بخش شیمی  دانشجویانش و اساتیدش شده ام. اساتیدی همچون پروفسور ناصح  سعیدی  نوروزیان و دکتر مصطفوی  میرزایی  حسینی  فاطمی  موسوی و ... 
همچنین استاد مشاور بزرگوارمان اقای دکتر مومنی (هرچند به لحاظ فکری با عالم و ادم مشکل داشت) که الان در کشور اعجاب انگیز هندوستان اردوگاه زده است.  امیدوارم در اولین فرصت بتوانم به دانشگاه شهید باهنر سر بزنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان 

اقای سرنوشت خیال نکن هر جا بخوای می تونی ما را ببری . نه خیر داداش هر جا برم تو باید دنبالم بدویی.
شاید کم باشن ادمهایی که به همه مشاغل علاقه داشته باشند. اما من به همه که نه اما با اکثر مشاغل مشکلی ندارم و دوست دارم انها شغل اینده من باشند. از روزنامه فروشی سر چهار راه ها گرفته تا دبیر کلی سازمان ملل. غالبآ نیمه بالای لیست شغلها بیشتر طرفدار دارد. مثل مهندسی ها و پزشکی ها به بالا. ولی من با نیمه پائینی بیشتر حال می کنم. مثلا از بلال فروشی لذت می برم. بدو بلالی بلال شور بلال. هر سال قبل از شروع مهر میرفتم کتابفروشی یکی از خالو های محترم چون خیلی حال می کنم به مردم کتاب دفتر بفروشم. اقا کتاب میخوای؟  دفتر ؟ چندتا قلم بدم ؟ روزنامه فروشی هم حال و هوایی داره که هر کاره بشم در اینده حتما یک بار انجام خواهم داد. سود خوبی هم داره روزنامه را ۵۰ تومان میخری دو برابر میفروشی. فروش بلیط سینما هم خیلی حال می ده. ان هم سینمایی که روزی هزار و پانصد تماشاچی داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

 

کوچولو نبینم اینجا بچرخی
کوچولو حوصلتو ندارم
کوچولو اینقدر مغرور نباش
کوچولو می خورمت ها
کوچولو خفه میشی یا نه
کوچولو بدم میا ازت
کوچولو مزخرفی میدونستی؟
کوچولو کی از دستت خلاص میشم 
کوچولو خیلی بدی
کوچولو حالمو بهم زدی
کوچولو چرا اینقدر خسیسی
کوچولو برو ادم شو
کوچولو کی میمیری بی حیا؟
کوچولو کی گورتو گم میکنی
کوچولو میدونستی خیلی اشغالی
کوچولو همه ازت متنفرن
کوچولو چرا زبون نفهمی
کوچولو خیلی الاغی
کوچولو ادعا نکن برا ما

کوچولو خیلی کوچولوی هنوز کوچولو
کوچولو خیلی کوچولوی هنوز کوچولو

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان 

 

افریدگار جهان را سپاسگذارم که انسانها را در دو جنس متفاوت مذکر و مونث افرید تا دلیلی برای تکامل هم باشند. که مطمعنآ از بهترین برقراری ها تعادل در نظام اجتماعی میباشد. بله زنانی که همه ما را پروراندند. مادرانی که چه بسیار شیرمردان و شیر زنانی را در آغوش بزرگ کردند. شیرزن کلید ماست. چرا تعداد شیرزنان کمتر ازشیر مردان است. اگر اینگونه نیست چرا اینگونه فکر میکنیم؟. زمان ان فرا رسیده است که در کارهای بزرگ نام زنان بلند شود و مشکلاتی که اقایان از پس ان بر نیامده اند را به زنان بسپاریم.
متاسفانه ساختار کشورمان کمی در مورد زنان کم لطفی دارد و همیشه محدودیتهایی حتا در جمع کوچک خانواده ها برای زنان وجو داشته است. که این موانع جز با خواست خود زنان حل نمی شود. گمان میبرم زمان ان فرا رسیده باشد که از دل خانواده های ایرانی شیر زنانی پا به عرصه های شکوفایی بگذارند و پا به پای بزرگ مردان به کارهای بزرگ بپردازند. که مطمعنآ از نتایج این تعادل (شیر) نزدیک شدن به کمال می باشد. شخصآ معتقدم که بسیاری از مشکلات کلان را می توان با حضور زنان حل کرد. هرچند در شرایطی که تصور از زن به عنوان یک خانه دار و شخصی کم توان عمومیت دارد کار سختی است  اما زنان میتوانند با اراده خود از پس تمام این موانع برایند. پس دوشیزگان حرکت "لطفآ"

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان 

 
دقیقآ یه یاد ندارم کدام سایت خبری بود اما فیلم جالبی بود از خوکشی دلفینها بود. واقعآ خودشان را کشتند و رفتند. از ته دل به این کار تن داده بودند. جمعی از اهالی محلی یکی از دلفینها را به دریا برگرداندند اما دوباره به ساحل برگشت. ظاهرا بجز مرگ راهی نداشتند. دلفین ها از عاطفی ترین حیوانات هستند بطوری که اگر در یک خانواده یا  گروه  بیست نفری انها یکی بمیرد  همه گروه دست به خودکشی دسته جمعی میزننـد.

از ا ین موضوع ناراحت نشدم اما کمی دچار اضطراب شدم. شاید شبیه اضطرابی که این روزها سران سیاسی کشور در مورد انتخابات مجلس اینده دارند. خاتمی می اید؟ ـ نمی اید؟ تندرو ـ رد صلاحیت ـ اصولگرا ـ روزنامه ها ـ زندانی سیاسی ـ انصار حزب الله ـ ائتلاف ـ تحریم. راستش به نظر من تمام سخنوران سیاسی کشور حرفشان درست است. از چپ چپ گرفته تا اصولگرای رادیکال. یکی دنبال ائتلاف یکی اختلاف یکی تحریم انتخابات یکی میخواد کودتا کنه و یکی می خواد انتقام بگیره  یکی دنبال سر لیست یکی دنبال ته لسیت. محافطه کاران اصولگرای اصلاح طلب { جوانگرا } هم اسم جدید دوستان حزب باد است که بزودی رسمآ اعلام وجود میکنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  | 

 

به یاد دریای چشمت
به یاد بادهای بهارت
به مرز بی نهایت
با مروِِت بی مدارا
خسته از سنگهای دلت
روشنی رفته ز رویای شبم
به بال شکسته ات قسم
کس نبود چشم براهت ای عزیز
باید که از دنیا گریزی
باید از سلامم تو بترسی
دشت روزگار کودکیت
رفته از یاد دل دریایی ات

مرثیه خوان دلم کسی نبود
تو به چشمانت آموز آواز خواندن
                                             
                                            تو به چشمانت آموز آواز خواندن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان 


یکی از فاکتورهای موثر که برای تشخیص یک پدیده بخصوص در زندگی اجتماعی افراد مختلف وجود دارد بررسی عوامل موثر بر این پدیده در سطح کلان ان جامعه است. در بین ما ایرانی ها یک سری خصوصیات اخلاقی وجود دارد که چند ماهی هست دوست دارم این خصوصیات را با توجه به ساختار کلی جامعه توجیه کنم. نود درصد هم در این ناکام ماندم.
خصوصیاتی مانند  غرور  پیشداوری  بدبینی به دیگران  عدم اعتماد بنفس  توجه بیش از حد به نظر دیگران و ... را مانند آفتی بسیار جدی در جامعه ایران حس میکنم و هرچه به دنبال دلیلی عقلانی و بدور از تعصب برای ربط دادن این علائم با کلّیات نظام اجتماعی گشتم نه تنها دلیل و رابطه ای پیدا نکردم بلکه بلعکس به این نتیجه رسیدم که این مشکلات یا معایب از درون خود افراد سرچشمه میگیرند.
بطوری که شاید باید گفت این افراد جامعه را نیز تحت تاثیر خود قرار داده اند. دقیقآ برعکس چیزی که تا کنون در ذهنم می گذشت و حدود ۱۵ شب از دو سه ماه گذشته من را به بی خوابی تبدیل کرده بود.

زبان دوم: از صحبتهای بسیاری از افراد در جامعه اطرافمان میتوان این برداشت را داشته باشیم که اکثرآ بر مشکلات جامعه تاکید دارند و دلایلی مانند نوع حکومت یا نوع دین و ... را عامل ان می دانند. با اجازه از تمام جامعه شناسان محترم  شخصآ به این نتیجه رسیده ام که نه تنها جامعه نقشی در عمده این خصوصیات منفی افراد ندارد بلکه بسیاری از مشکلاتی که ما در جامعه داخل کشورمان مشاهده میکنیم ناشی از خصوصیات منفی افراد می باشد و مشکلات خود افراد از درون خود انها صادر میشود. اگر ما اعضای این جامعه به خود این جرات را داده  این موضوع را بپذیریم و اولین متهم و مقصر را خود بدانیم مطمئنآ با اصلاح و تغییر در ساختار رفتاری و شخصی خود می توانیم کمک بسیار بزرگی به جامعه ای که عضوی از ان هستیم بکنیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  | 


سلامی گرم و پر از زیبایی 
سلامی پر ز دود قلیانت 
نصیب اخمهایت ای مهندس
جواب پر صوابش فدای ناز اخمت
دلم را پس نمی دادی
چو بر تو من نگریستم
گلایه از من نکن اینک
که من دیگر نبودم من
همه ما را به یاد یار
متهم به بت پرست کردند

اگر چه یار یار نیست اما من
                                   هنوز چشم به راه اخمت ای مهندس


(در باب مهندس پولدار و اخمو )



+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386ساعت   توسط محمد احسان  |