گرچـه ما در مذهب پرهیزگاران کافریم اما
قدر ما این بس که شیخ شهر در انکار ماست
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت توسط محمد احسان
|
قصه شهر فرنگی دروغ بود
ستاره های اسمونش بی فروغ بود !
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت توسط محمد احسان
دلم میخواهد یک دسته گل به اب بدهم اما توی انتخاب رنگ گل مانده ام
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت توسط محمد احسان
چهل هشت عدد فیلم هالیوود در یک حلقه دی وی دی چینی برابر است با خدمت به خلق خدا و انهدام دشمن.
دامن ابی که می پوشی اسمان از خجالت سیاه می شود
فقط من و خدای من میداند که چه اتفاقی در حال اتفاق است.
کرومنااااا سنا پی نو پاکا تا نا ا ا ا ا امو أمو او کل دی امونـــــــــــــــــا
پس بهار کی می رسی. دلم از دست بی مهری های زمستان خون است.
لاتی خودش کلاس داره دیپلم داره و لیسانس داره هر الواتی که لات نمیشه! با این جمله ما را انداختی توی فکر لات شدن!
تاکید داشت که بچه ها هم می توانند در کودکی بزرگ شوند البته فکر کنم بستگی به ادمش داره.
+
نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت توسط محمد احسان
شکم که خالی باشه قلم خوب می نویسه.
دل که خالی باشه اصلا قلم به دست نمی ره.
نسبت وبگردی به وب نویسی مانند جهانگردی و زندگی در شهر قم است.
بیشترین کلاه سرمان زمانی میرود که در حال کلاه برداری هستیم.
یه رئیس جمهورمان هم بخاطر اعتماد بنفس تبریک می گویم.
از سکوت دلها نترسید فصلی نو در راه است.
هیچ چیز به اندازه کشیدن ماشه هفت تیر برایم راحت نیست.
غلاف کن وگر نه ...
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت توسط محمد احسان
|
از دره های تجربه های دیگران می توان به قله های امید رسید
خوشحالم که مسکن دردهایم موسیقی ملایم اسپانیایی است
وقتی نوزاد بودی یکی ازچشمهایت را با یکی از چشمانم عوض کردم
حالا هر غلطی بکنی می بینمت.
از وقتی کچل کرده ام تمام وقت در حال فرار از دست مونثات فیلیپینی هستم
+
نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت توسط محمد احسان
|
حرکت از شما پشتیبانی از دوستان ما.
خودم هنوز کار دارم.
شنیدم فلانی را از فلان جلسه انتخاباتی بیرون کرده اند.
فلان ساعت هست که دارم می خندم.
در سکوت خیس باران امروز فقط از تو خواندم.
چرا در اسمان ها هم پیدایش نکردم.
+
نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت توسط محمد احسان
اغاز کننده همیشه پایان را نمی سازد.
اگر به آخر برسیم و اغاز را فراموش نکنیم.
درس که می خوانیم انگار صلاحیتمان را تائید می کنند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت توسط محمد احسان